|
انتقاد نامه
من به عنوان یک نوجوان و یک نماینده از نسل خودم، و به عنوان
نماینده کسانی که قرار است چرخ این کشور را در آینده به همت خود
بچرخوانند! می خواهم چند سوال از شما آدم بزرگ هایی که به نسل
من یعنی نوجوانان وجوانان حال امید این کشور می گویید در کمال
ادب بپرسم:
می خواهم بدانم که چرا به جای رستم ، سهراب ، اسفندیار ، کوروش ،
داریوش ، شاه عباس ، که بسیاری از کشورها برای داشتن یک نفر از این
قهرمانان ، شخصیت های دروغین می سازند، و به جای خیلی از مردهای
تاریخ ما در صدا و سیما که رسانه ی ملی عنوانش می کنید، در رسانه ای
که باید در آن به ملت ما پرداخته شود ، جومونگ ساختگی نشان داده
می شود که به ملت ما ربطی ندارد در حالی که هنوز فیلمی برای
کوروش کبیر ساخته نشده؟
نسل من اگر که خود را نشناسد و گذشته کشورش را نداند نمی تواند
آینده ای برای خود بسازد.
نمی گویم به آنها کتاب معرفی کنید.
می گویم چرا آنقدر آنها را در خود رها کرده اید که هویت خود و
سرزمینشان را نمیدانند؟، سرزمین افتخار یا سر افکندگی ، امید یا یاس.
منظور من این نیست که به من بگویید سرزمین افتخار بوده یا سرزمین یاس
بوده من می گویم چرا این خندق های عمیق گمنامی را پر نکرده و یا با آب
پر می کنید ، ما قایق نداریم تا گذشته مان را بدون هیچ توجهی پشت سر
بگذاریم.
چرا نسل من به جای گوش دادن آهنگی (هرچند به سبک های نا شناخته)
مفید، باید موسیقی را گوش کند که نه تنها برای آینده اش مفید نیست
بلکه مخرب حال ، آینده و گذشته اش باشد؟
با این وضعی که نسل من دارد چطور می توان امید آینده را نوجوان های
امروز خواند.
نسلی که به خاطر جنگ، نسل سوخته نامیده می شود برای چه فقط
به جنگ مسلحانه پرداخته و همچنین نسلهای دیگر ، مگر همین نظامی
که با انقلاب شما بر پا شده (که انشاالله باقی بماند) همیشه این مسئله را
بر سر مردم خراب نمی کند، که غرب سعی در تخریب فرهنگ ما و دین
ما دارد پس چرا به فریاد خود و نسل ما نمی رسید؟ ، هرچند که نظام
هم کاری نکرده است ، مگر زدن حرف.چطور انتظار دارید که من و نسلم
به خاطر کم توجهی گذشتگانم نه تنها تبدیل به نسلی سوخته و پوچ
ـ که بر خلاف نسل سوخته ی قبل بی هدف هم هست ـ نشویم ،
بلکه امید آینده میهن هم باشیم؟
ممکن است شما مسئول پاسخگویی نباشید اما من مسئول پرسیدن ،
لااقل به خاطر وجدان نسلم هستم. و حق این را هم دارم که جواب
این سوال و خیلی از سوالهای دیگر را بگیرم.
با تشکر و عرض ادب.
پسر اردیبهشت ۲۹/۵/۱۳۸۸
|